تکبر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:21
کبر، عجب یا غرور " صفت عجیبی است . مختص هیچ قشر یا گروه خاصی نیست. میتواند نیاز به مواد اولیه داشته باشد یا نداشته باشد و تنها بعلت " وهم " بوجود بیاید. یک فرد تحصیلکرده و عالم ممکن است " متکبر" شو
داون سیندروم و مطالبی دیگر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:21
کتابی میخوانم از مجموعه ای به نام " کآشوب" که جلد اول این مجموعه به همین نام (کآشوب) است, جلدهای بعدی رستخیز و زان تشنگان است. مجموعه نوشته و خاطراتی است از افراد مختلف راجع به امام حسین و عاشورا و ..
درد و دل با ذات اقدس اله
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:21
خداوندا! بارالها!باریتعالی! معبود من! عزیزم ! عشقم! باباجان! من طاقت اینو ندارم که صبح همکار شاد و شوخ و شنگم بعد اینهمه مدت که نگرانش بودم و گشتم واسش دکتر پیدا کردم و التماست کردم که خوب بشه، بیاد د
آینه های ناگهان
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:33
گاهی وقتا می شه که یه مطلبی رو میخونم یا فیلمی رو می بینم و خیلی باهاش حال نمی کنم و شاید حتی فکر می کنم :" خب که چی!؟" ولی گاهی موقعها، مدتها بعد وقتی یه گوشه ای نشستم دارم یه کار دیگه می کنم یهو یه
عید مبارکی
-
تاریخ: 1398/1/28 ساعت: 7:54
اومدم سلامی عرض کنم, عید مبارکی - ای بگم و رفع زحمت کنم. دید و بازدید عید باید کوتاه باشه! گویا خیلی وقته هیچی ننوشتم تو وبلاگم علتش اینه که محل کار خیییلی سرم شلوغ بوده. کتابای جدید خریدم. اسم یکیش هست
عید1
-
تاریخ: 1398/1/28 ساعت: 7:54
ترجیح میدادم روزهای مشخصی رو به دید و بازدید عید می گذروندم . مثلا 5 روز اول و بقیه اشو هر طور که دلم می خواست می گذروندم. آدما متفاوتن طبیعتاً! یه سری وقتی متوجه گذر عمر می شن حس نوستالژیشون گل می کن
درگیری
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 6:04
اگر بدووونید تو این چند وقت چقددددر اتفاقای خرتوخری زیادی افتاده برام. مهمترینش اینه که باید مدارکم رو ترجمه کنم .وقتی رفتم مدرک اصل ارشدم رو بگیرم متوجه شدم که مدرک لیسانسم که برای ثبت نام ارشد ضبط م
درباره معنای زندگی
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 6:04
"اگر کسی ماتریالیست باشد یا مکانیست یا اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید، می توانم تصور کنم که برای او هیچ راه فراری از باور به بیهودگی ای چنین طولانی و پیچیده و عجیب و افتضاح وجود ندارد که همه چیز رو ب
فیلم
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 6:04
دو فیلم برنده جایزه اسکار Bohemian Rhapsody و Green book رو دیدم. اولی بسیار خوش ساخت بود و نوش جان بازیگر نقش اول مردش که برنده اسکار شد عمیقا حلالش باشه و دومی از اون دست فیلم های ماندگار سینما با فیلمنامه عالی و بازیهای خوب بود.
یک نفر
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 6:04
معمولا آدما تو اینستاگرام روتوش شده و بی نقص هستند. خود واقعیشون اما خیلی فرق داره و حتی تو ذوق میزنه اما این یکی برعکسه. خودش انقدر مهربون و تو دل برو و دلچسب و خواستنیه اما صفحه اینستاش یه جور عجیب غریبیه. خدا کنه همینجوری بمونه. کاش میشد بهش نزدیکتر شد. حیف که اینهمه تفاوت اصولی و اساسی وجود داره...
آدم برفی
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 6:04
از آدم برفیها بدم میاد. از ادم برفی ساختن اصلا خوشم نمیاد. الان تلویزیون داشت منظره های برفی نشون میداد با آدم برفیهاشون. اصلا از دیدنش خوشحال نمیشم.اصلا یاد یکی از بزرگترین تلخیهای کودکیم میافتم. یه عالمه دعا میکردم که برف زیاد بیاد که بشه آدم برفی درست کرد. اما با یه نگاه آفتاب اول سر و صورتش از ر...
خوددرگیریهای اعتقادی
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
چرا هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند؟ من با این موضوع مشکل دارم. آدم باید نتیجه عملشو ببینه که ترغیب بشه به تقرب. حالا بلافاصله نشد باشه قبوله ولی دیگه نه اینکه یه عاااالمه طول بکشه
کتاب
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
به تازگی کتاب " پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد" را خواندهام. کتاب راجع به زندگی پیرمردصدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد بود! زندگی قبل از فرار و بعد از فرارش و خلاصهای از
شترگاوپلنگ
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
یه همکلاسی تو یه کلاسی چند وقت پیش داشتم که خیلی ناز و ملیح به نظر می رسید. از من 7 یا 8 سال کوچکتر بود. بعد از کلاس هم تو اینستا فالوش کردم. سر کلاس یه بار گفت که از این جلسات عرفان ح.ل.ق.ه می ره. خی
میگذره
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
یه معلم داشتم یه بار سر کلاس یه قصه تلخ تعریف کرد و گفت :" خوبی زندگی به اینه که میگذره" همون موقع فکر کردم بدی زندگی هم، اینه که " میگذره" نمیدونم این خوبه یا بده که : "میگذره" خوب یا بد زندگی همینه "میگذره"
امروز
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
نداند به جز ذات پروردگار/ که فردا چه بازی کند روزگار امروز یه روزی بود که دلم میخواد فردا خیلی زیر و رو بازی کنه روزگار !و آرزوی خیلی بعیدی دارم که یکسری از آدمایی که امروز باهاشون مراوده داشتم، فردا
روزمرگی و درگیری
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
نه پای رفتن دارم نه نای موندن. دو روز میخوایم زندگی کنیم چرا اینقدر باید دغدغه داشته باشیم. همه به من می گن: تو که دغدغه نداری. دختر مجردی! چه دغدغه ای داری؟! چرت و پرت می گن. آدما که از زندگی آدم خبر
سرما
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 14:39
ساعت پنج و بیست دقیقه صبح است و من بیش از یک ساعت است که بیدارم. ناگهان با استرس از خواب بیدار شدم. سردم بود. سرد است. این روزها برای اولین بار معنای کنار هم قرار دادن سیاهی و سرما را می فهمم. این روز
واسط روزی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:36
نمی دانم این چه مرضی است که به ارث برده ام از پدرم. انگار این مرض راواسط روزی بودن می گویند یا عامل توزیع روزی و از این جور چیزها. این اخلاق کاملا با اخلاق مصرف کننده عقلایی محبوب نظام سرمایه داری علم
بلک میرر
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 21:36
یه چند وقتی تو خونه، برادرم و تو کلاس زبان، عزیز، هردو هی می گفتن سریال "black mirror" رو ببین . ببین ...ببین که آخر تسلیم شدم و دیدم. قسمت اولشو که دیدم کلا کپ کرده بودم و فقط به صفحه مانیتو خیره شده