دیروز یکی از همکارها که دائم در حال خرجهای بیخودیست تماس گرفت و از من پول خواست . با اینکه دو هفته قبل مبلغ بیشتری میخواست و در اتاق عنوان کرد و من واکنش نشان ندادم باز دیروز زنگ زد و با حالت ملتمسانه مبلغ کمتری خواست و اصصرار کرد که به هیچ کس نگویم. خودم پول را لازم دارم . علاوه بر این دائم عکس پسرش با موهای مش شده! ابروهای برداشته!!! پارتی های پیاپی و گوشی آیفون آخرین مدل (این یکی هم برای خودش هم پسرانش) را میگذارد و من هیچ کدام از این خرجها را که نمیکنم هیچ در خرید گوشی هم صرفه جویی میکنم و حتما آیفون آخرین مدل و این جور چیزها را نمیخرم که باز یک مقدار پول پس انداز شود. بعد این خانم برای چندمین بار است که از من پول قرض میگیرد و تازه گفت تا دو سه ماه دیگر هم نمیتواند پس دهد ! من هم گفتم یک سوم ان مبلغ را میدهم و الان کلی به خودم فحش میدهم که چرا کلا رد نکردم. اه!
امروز قضایای این مدلی بسیار پیش آمد، کلنجار رفتن با مرد پستچی که نمیفهمید نامه ی اداری را باید به دبیرخانه تحویل بدهد و من نمیتوانم تحویل بگیرم و آخرش هم نفهمید و رفت، تا پیام فلان دختر فامیل که تا فهمیده من به همراه خانواده ام و خانواده اش قصد سفر به فلان جا را داریم انواع اخبار بد در طی یک قرن گدشته را میفرستد تا دلشوره اش آرام شود و جالب اینجاست خودش در یکی از کشورهایپیشرفته اروپایی به سر میبرد.نهایتا هم به یک مشاجرهی اساسی با رئیس زورگویم که اخیرا به پست ریاست رسیده و به گند زدن در کارها و زیرآب زنی و از زیر کار دررفتن معروف بوده به اتمام رسید و منتظرم ببینم فردا چه میشود. خسته ام از همه. از همهی ادم های جیغ جیغو که میخواهند حقی را که ندارند بگیرند و از همهی ادمهای وارفته که با پیچاندن ملت و کار نکردن و موذی گری میخواهند حقشان را به گونهای دیگر از سیستم بگیرند. ادارات دولتی پر است از این دو دسته و خوبهایشان بعد از مدتی یا بی انگیزه میشوند یا کنار گذاشته میشوند.
نتیجهی این عمر جز بیحاصلی چیست؟
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:10 توسط : عطا | دسته :