هييييييع! (خوانده شود:hiiiiiiiiii)
اگه گفتيد اين چيه؟
اين صداييست كه خانم ها وقتي كنار راننده مي نشينند و احساس خطر مي كنند در مي آورند تا راننده بيچاره را از مانعي كه سر راه است مطلع كنند. گاهي واقعا مانعي سر راه نيست!! ولي خانم مذكور چون خودش احساس خطر كرده اين صدا را در مي آورد كه به هرحال به وظيفه ي خطير خويش كه همانا آب كردن زهره (zahre) افراد حاضر در ماشين است عمل كرده باشد. امروز سوار يك اتوبوس بودم ، راننده البته كمي بي پروا مي راند، صداي يك آقايي بلند شد كه: " بپا! بپا!" و خطر رفع شد و ترمزي گرفته نشد و خوشبختانه بلايي سر كسي نيامد آمااا، پنج شش نفر از خانم هاي ته اتوبوس، با اينكه طبيعتا در ميان آن همه آدم و كله هاي مباركشان از ته اتوبوس، سر اتوبوس را نمي ديدند، چون يك نفر با صداي بلند گفته بود "بپا بپا!" به صورت اپرا مانندي يكصدا فرياد برآوردند كه :"هييييييع!" و من كه خوشحال و خندان داشتم اينستاگرامم را چك ميكردم سكته ي ناقصي زده و هنوز حالم جا نيامده است. با اضطراب نگاهشان كردم و ديدم نه ! خبري از ترس نيست و خطر رفع شده است و چهره هايشان به سرعت آرام شد! فقط صبح اول صبحي ميخواستند تن مرا بلرزانند كه موفق هم شدند!
پي نوشت:
براي چك كردن املاي كلمه ي :"زهره" به گوگل جان مراجعه نمودم كه نتيجه به نظرم جالب آمد بنابر اين با شما تقسيم مي كنم كه شايد اگر نمي دانيد بدانيد!:
زهره . [ زَ رَ / رِ ]پوستی باشد کیسه مانند که درآن آب زرد تلخ پر باشد و آن به جگر هر حیوان چسبیده می باشد.
برچسب:
نویسنده: غزل پارسامنش