
حدود سه ماه ديگر سي ساله مي شوم! آشفته ام! اصلا احساس پيري يا يك همچون چيزي ندارم اما به شدت احساس مي كنم كه تغييرات اساسي لازم است در زندگيم بدهم و نمي دانم چه كنم. نه اينكه از راه آمده ناراضي باشم اما راضي هم نيستم. دلم مي خواست خيلي مستقل تر از چيزي مي بودم كه الان هستم. احساس دست و پا چلفتگي خاصي دارم. اختلافات و جر و بحثهايم با خانواده ام هرروز بيشتر مي شود و هم من هم آنها ناراضي هستيم. سال گذشته براي اولين بار با كلي خواهش و اصرار و كلنجار با خانواده و بعد از اينكه مادرم نگذاشت با دو تا از دوستان مطمئنم بروم تركيه، تنهايي رفتم شيراز! آن هم منزل يك دوست قديمي. كه مثلا يك سفر مستقل در زن...
ادامه مطلب